_

 
       

 

 
       

 صفحه‌‌ی شعر هفته نامه‌‌ی ایرانیان (چاپ واشینگتن دی. سی )

 
           
       

گزینه‌‌ی صمصام کشفی

 
       

 

 
 

 

 

 

 
 

هفته نامه‌‌ی ایرانیان جمعه ها  منتشر می شود

   

   شماره‌ی ۸۶۲ ـ جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۶

  No. 862 - Friday 6 October 2017

 
 

 

 

 

 

 تارنمای صمصام کشفی

م

 

تماس با صفحه‌‌ی شعر

 


جواد مجابی

دو شعر

 

۱

کوچه‌یی با هفت هزار منزل

 

در کوچه می‌گذشتم و نا‌گاهان

آن نسخه‌ی نفیس ورق باز کرد

در صفحه‌ی مصور، باغِ نوروزگان را می‌شد دید.

دو مطرب و یک شاعر

یک شاهزاده و سه معشوق

پنج اسب و دو استر

و یک بلبل خوش‌آمد گوی    روی بید کنار جوی.

 

پشت دیوار باغ

جنازه‌ها و جمجمه‌هایی به انتظار عدالت در صف.

در باغ نه روز بود و نه شب

روشنایی از خون‌هایی که می‌چکید از شاخه‌ها و خوشه‌ها.

 

شاعر برخاست و ناپدید شد

مطرب‌ها به آواز و ساز و می‌کوشیدند چندان

که هیچ ناله و فریادی به باغ نیابد راه.

بلبل پرده دگر کرد و در مخالف به قارقار افتاد.

سنگ‌ها ترکیدند و از گورهای ماه

جوانان تازه روی

با زخمی در پیشانی و جراحتی در دل

برون شدند به رستاخیز

مطرب‌ها حالا ساز خود را کوک کرده بودند در شیون.

ریش شاهزاده با جوی آب می‌رفت و دستارش

حمالان تمام باغ را بارِ قاطر کردند و

از کوچه‌ی نفیس گذر دادند.

۶ خرداد ۱۳۸۹ ـ کوی نویسندهگان

 

۲

به ماه مغربی  ۴۳

 

جنازهی ماه را بدرقه کردیم

تا گورستان خاطره

اما گورکن‌ها نیامده بودند.

ماه تمام

روی دست ما ماند و

دو هفته‌یی گذشت

تا هلال شود.

در این چهارده نوبت مدام می‌نوشیدیم

در ساغر‌هامان گریه می‌کردیم

تشنهگی تمام زندهگی‌ی ما بود.

شب‌ها به نحو محسوسی

از روشنی به روشنی کمتر مایل می‌شد.

تحمل انسان از کوه بیشتر است  و از آه کمتر.

در انتهای حوصله از آنجا برگشتیم.

گذاشتیم و گذشتیم و هر چه می‌گذشت یاوه گشت.

زمین برای دفن ماه تاقت نداشت

این را خیلی دیر فهمیدیم.

۶ خرداد ۱۳۸۹ ـ کوی نویسنده‌گان

عباس عارف

پـروا ... (۳)

 

دريغاه       

اي پناهِ انسان و پرنده بوده هزاران سال

اكنون                                    

تو خود                                

                             اي خضرِ زخم پـوش

دربه در از كجا به كجايي؟

اي

در اين سده ی آدَ مي‌گُرگان

آهوانهْ‎ْ گم‌شده ی بي پناه

 

لرزاه !

 

سرگردانِ جست وجوي توام در كوچه ها وَ خيابان ها

فـرو پاشيـدم             

بي تـو

فـرو پاشيـدم

اي تازيانه خورده ترين بي گناه

عشقِ سينه دريده ی دربه در

يگانه رستگاريِ‌ی گريختـه از اين زمانه ي سيـاه

 

 ۲۷ فروردين ۸۲ تجريش


 

مریم جعفری آذرمانی

دو شعر

 

۱

سلام بر شاعرانِ باران، کمک کنیدم کمی ببارم

منام همان ابرِ ناسروده... که تن به خورشید می‌فشارم

نه ابر، تاکیدِ آتش‌ام من، سپس‌تر از خطِّ رعد و برق‌اش

غُلُوْ نبینید اگر، مگر جز گمانِ رنگین‌کمان چه دارم؟

خدا نگهدار ای بیابان که با وجودِ هرآن‌چه گفتم

بعید هم نیست بعدِ باران که از زمین، آسمان در آرم

کجایی ای ماه بی‌توقّع که روی مرداب هم می‌افتی

فقط برای تو اَست... اگر شب، ستاره‌ها را نمی‌شمارم

چنان به مرگ اعتبار دادم که در عدم، زندهگیم جاری‌ست

کنارِ هر گوشه و کنایه، به ناامیدی امیدوارم

 

۲

سنگ بردار و بزن بال کبوترها را

تا مگر بالش خواب ات کنی آن پرها را

با چه لحنی بنویسم به کسی بر نخورد؟

ارّه‌ها خود نبریدند صنوبرها را

دست نامریی‌تان بود که روزِ روشن

از علف‌زار جدا کرد تناورها را

برگ‌ها را به تنِ له شده‌ام می‌سایم

بلکه از کینه‌ام آتش بزنم درها را

متمایز نَشَوی جوجه! که قانون بلد است

این‌که تنها بدهد حقّ برابرها را

       
 
       

بالای صفحه

 

   qبرای دیدن بخش صُحبَتِ گُل (نمونه‌هایی از شعر کلاسیک پارسی) این جا را کلیک کنید   q

         

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

         
       

صفحه‌‌ی شعر هفته نامه‌‌ی ایرانیان

 ( بخش دوم، شعر کهن )

 

 
       

گزینه‌‌ی صمصام کشفی

 
           
       

   شماره‌ی ۸۶۲ ـ جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۶

  No. 862 - Friday 6 October 2017

 
 

در گلستانه

   

صُحبَتِ گُل

 
       

نمونه‌هایی از  سروده های سده ی   یازدهم  قمری  ||||     هفدهم میلادی

 

 هفته نامه‌‌ی ایرانیان

(چاپ واشینگتن دی. سی)

جمعه ها  منتشر می شود



عارفِ ایگی

سراج‌الدین حسین ایگی

(متخلص به عارف)

[ پایانه‌ی سده‌ی دهم تا آغازه ی یازدهم قمری / ۱۶ تا ۱۷ میلادی]

 

۱

امروز یکی من‌ام جهان را

کـ آتش‌ زده رخت و خان و مان را

گر نام جهان برم دوباره

در آب همی‌کشم دهان را

گویی که به یک شکم بزادند

عهد وی و عهد بوستان را

 

۲

دم خشک است یا سرشک تری

هر چه در دستگاه خشک و تر است

خلف و ناخلف بزاد و بکشت

چار مادر که جفتِ نُه پدر است

در شکست خودم ز آتشِ دل

که شکست  از درخت بارور است

اندر این دَیرِ چار دیواری

در و دیوار دشمن هنر است

 

۳

سرم چرخی‌ست آبستن ز گردش‌های گوناگون

گهی از باد گردان است و گاه از آب و گاه از خون

من از سوز درون یابم چو شاهد از رخِ زیبا

من از خون جگر بینم چو عاشق از لب میگون

گر از موی جنون بر سر شکرواری برافشانم

به زیر موی در پوشم همه آوازه‌ی مجنون

 

۴

چو گل‌های سایه چو مرغان دیبا

پریدن نیارم شکفتن ندانم

چو تار کتان جز گسستن نبینم

چو عهد بتان جز شکستن ندانم

در این دشت خون‌خوار چون شیر عارف 

یکی گرد بادم که مسکن ندانم

 

۵

چشم بُتِ هندی دلم از ناز گرفت

ز آن‌سان گویی که کبک را باز گرفت

از یوز توان گرفت آهو، نتوان

از چشم بتانِ هند، دل باز گرفت

۶

در دهر چنان بزی که آب‌ات نرود

گل باش و چنان کن که گلاب‌ات نرود

خشت سر خُم شو که شراب‌ات نرود

تا از سر تیغ آفتاب‌ات نرود



 

 

 

 

 

۷

طول املم چو دود و عمرم چو شرار

پیوسته به هم چو مار و چون مهره‌ی مار

من اَکمَه‌ی۱ بی عصا و عالم همه چاه

من طفل برهنه پای و گیتی همه خار

۱.  اکمه : نابینای مادرزاد

 

۸

بر شمار هر سر موی اش دلی باید نثار

عشق می‌ورزی صنوبروار باری دل بیار

آفتاب دیگری ز آن آفتی بر آفتاب

روزگار دیگری ز آن فتنه‌یی بر روزگار

آوخا که ‌اندر دل  آن سنگ‌دل کاری نکرد

آه من چون ناله‌ی کبک دری بر کوهسار

 

۹

معنبر بهشتی‌ست عنبر سرشت

کـ از رنگ و بو دارد اردیبهشت

نگاری‌ست دل‌شاد و خرم روان

تنی دارد از هفت‌گون پرنیان

به دیدار ماهی‌ست ناکاسته

به آرای هر هفت پیراسته

از او رود زن کبک در کوهسار

از او دیده ور آب در جویبار

چو او نیست آزاد و آراسته

جوان و نو آیین و نوخاسته

قد از سرو دارد دو دست از چنار

تن از برگِ گل، جان‌اش از جویبار

رخ و زلف‌اش از نافه و شاه بوی

ز نسرین و نیلوفرش بوی و خوی

زبان دارد از سوسن آب‌دار

دم از مشک‌بو باد و روی از بهار

دهان‌اش ز غنچه لبان از نبید

بر از ارغوان ناف از مشک بید

فراز آبگیری‌ست ماوای من

گلاب و شراب اندر او موج زن

ز بوی گل و باده گنج است گنج

ز نارنج داروی رنج است رنج

ز بهرِ تماشای آن خاک، آب

هزاران سر آرد برون از حباب

چو ایگ از گهر مامن نیک بُد

از آن قافیه‌ی نام او نیک شُد

ز ایگِ شبانکاره دارم نژاد

که‌ز آبشخور افتاده در زیرباد۱

 

۱. زیرباد، زیرآباد: شهری ست در بنگاله

         
       

بالای صفحه