_

 
       

 

 
       

 صفحه‌‌ی شعر هفته نامه‌‌ی ایرانیان (چاپ واشینگتن دی. سی )

 
           
       

گزینه‌‌ی صمصام کشفی

 
       

 

 
 

 

 

 

 
 

هفته نامه‌‌ی ایرانیان جمعه ها  منتشر می شود

   

   شماره‌ی ۹۰۵ ـ جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷

  No. 905 - Friday August 3rd 2018

 
 

 

 

 

 

 تارنمای صمصام کشفی

م

 

تماس با صفحه‌‌ی شعر

 


احمد رضا احمدی

صبح تو بخیر

 

صبح تو بخیر

که ساعت حرکت قطار را به من غلط گفتی

که من بتوانم یک روز دیگر در کنار تو باشم

 

دوستان من ساعت حرکت قطار را

در شب گذشته به من گفته بودند

 

بر شانه‌های تو خزه و خزان روییده بود

تو توانستی با این شانه‌های مملو از خزه و خزان

سوار قطار شوی

 

دستان ات را تا صبح نزد من

به امانت نهادی

نان را گرم کردی به من دادی

 

دیگر در سکوت تو کنار میز صبحانه

ما طلاها و سنگ‌های فیروزه جهان را

تصاحب کردیم

 

سکوت تو را چون مدالی گرم و نایاب

بر سینه آویختم

 

هر روز در آینه به این سکوت خیره می‌شدم

سپس روز را آغاز می‌کردم

 

می‌خواستم زیر پای تو را پس از صبحانه

از آفتاب فرش کنم

 

دندان‌های تو ارج و قرب فراوان داشت

که نان بیات شده‌ی خانه‌ی مرا

گاز زدی

 

ما

من و تو

چه گونه به صدای پرنده گان رسیدیم

که کنار پنجره از سرما جان باختند

 

پرنده گان بی‌آشیانه را همیشه دوست داشتی

اما دیگر عمر آنان تکرار نمی‌شد

هم‌چنان که عمر من و تو هم

دیگر تکرار نمی‌شد

 


 

آسیه امینی

دو شعر

 

۱

باغ طلا 

 

گل مى‌دهد زخم

بر پشت تو آقا.

من كلمه‌هام درد مى‌كنند.

كاش اين درخت، اين باغ

سترون بود، آقا.

و تير نمى‌كشيد شاخه‌هاى نازك اش

در زايمان جنين نارس گندم.

و جاى ميوه هاى سرخ زر، اى كاش

لقمه‌یى نان داشت.

بوسه بر آتش است اين شعر،

بر اين انار تركيده

بر شانه‌هاى تو آقا،

آقاى آق‌دره*.

 

٢٨ مى ٢٠١٦

*  ١٧ کارگر معدن طلای آق‌دره بعد از اعتراض صنفى و شكايت كارفرما محاكمه شده و شلاق خوردند.

کامران بزرگ نیا

شعر ناتمام كافه‌ي شوكا

براي يارعلي پورمقدم  و به يادِ بيژنِ جلالي

 

گاهی كه روزِ باران باشد

و باد هم برایِ خودش ، خوشْ خوشْ بوزد

و پشتِ پنجره ، آن پايين ، بر بامِ رو به رو

كنارِ آب‌چاله‌يی ، نشسته باشد كلاغی

اگر یکی دو سرو هم ، آن كنار بگذاری ، هنوز سبز ، سبزِ تيره

و خيس ، خيس و آب چكان

و اين طرف ، اين سوی پنجره

نشسته باشی و آن رو به رو هم صندلی‌ی خالی‌ی خيال هاي ات

و عطرِ قهوه‌ی ترك هم بيايد و بچرخد

بر ميزهایِ چوبی‌ی سرخ

ديگر نشسته ای آن جا ، در كافه‌ی شوكا

با همان نيمكت ها و ميزهای چوبی ی سرخ اش

و با لبخندها و اخم های گوريلِ مهربانی

كه يارعلی ی پورمقدم است و

ايستاده ، آن جا ، پشتِ پيشخوان و

دارد داستانی را با صدایِ بلند و لهجه یِ لُری می خواند

دست ات را بلند می کنی كه بگویی يارعلی ، ببين . . .

 

و مي بینی كه

اما هنوز همين جایی ، اين جا

نشسته در خيال و

فراموشی

 

مي نشینی و از ياد می روی و خالی ست ديگر صندلیی تو

و خالی میماند

صندلی ی خالی ی خيال هاي ات

در كافه ی شوكا


 

آسیه امینی

دو شعر

 

۲

من از خواب‌های یک پیراهن ترانه می‌دوزم  

 

در ابريشم

خواب هاى پروانه یى هست

كه عاشق نقاشي است.

در ابريشم

خواب هاى نقاشي هست

كه عاشق پروانه است.

 

*

 

هيچ كرمی

در آرزوی لباس شدن

تار نمى تند.

٥ آپريل ٢٠١٦

 


































       
 
       

بالای صفحه

 

   qبرای دیدن بخش صُحبَتِ گُل (نمونه‌هایی از شعر کلاسیک پارسی) این جا را کلیک کنید   q

         

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

         
       

صفحه‌‌ی شعر هفته نامه‌‌ی ایرانیان

 ( بخش دوم، شعر کهن )

 

 
       

گزینه‌‌ی صمصام کشفی

 
           
       

   شماره‌ی ۹۰۵ ـ جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷

  No. 905 - Friday August 3rd 2018

 
 

در گلستانه

   

صُحبَتِ گُل

 
       

نمونه‌هایی از  سروده های سده ی دهم  و  یازدهم  قمری  ||||     هفدهم میلادی

 

 هفته نامه‌‌ی ایرانیان

(چاپ واشینگتن دی. سی)

جمعه ها  منتشر می شود



غیاثای حلوایی

غیاث‌الدین حلوایی‌ی شیرازی

[ سده‌ی یازدهم قمری / ۱۷ میلادی]

 

۱

من و دل بهر صف‌‌‌آرایی‌ی مژگانی چند

عرض کردیم به هم چاک گریبانی چند

ای خوشا قید محبت که به خون دلِ ‌خویش

یادگاری بنویسیم به زندانی چند

یک گریبان چه کند با همه شوقی که مراست

مگر از سینه کنم طرح گریبانی چند

ای تو را طره ی دستار به از طره ی زلف

تو کجا و اِلم بی سر و سامانی چند

عشق را این همه آواره‌ی شهرت ز کجاست

چون ندارد به جز از کشور ویرانی چند

 

۲

چنان در کاوش آن سر دهم چشم گهرزا را

که افتد بخیه‌ها بر روی کار از موج دریا را

ز شوق وعده‌ی وصل‌ات سواد چشم من گویی

که بر دامان خود بسته بیاض روز فردا را

دل‌ام سودای آن دارد که بیند یار را جایی

ز سر بیرون کند ای کاشکی سودای بی‌جا را

 

۳

دیوانه دل که سوخته و مبتلای توست

بیگانه‌ی من است ولی آشنای توست

کندم به نوک ناخن و هستم خجل ز تو

این سینه را که تخته‌ی مشق جفای توست

غمگین مشو که سوخته جانی ، که بی غرض

تو در فنای اویی و او در بقای توست

یک گام در پی‌ات ز غیوری کسی نرفت

حیران سایه‌ام که چه‌سان در قفای توست

 

۴

ز بس که خاک سر کوی اوست دامن گیر

زمانه کرد به هر ذره‌اش دلی تسخیر

دلیل سنگ‌دلی‌های آسمان این بس

که هم ز آه خودم می‌کند نشانه‌ی تیر

به دست بوس کس و ناکس‌اش بباید ساخت

کسی که هست چو جام شراب صاف ضمیر

 

۵

برخیز ای حریف که تا ناله سر کنیم

تحریک لب گشودن مرغ سحر کنیم

ما عندلیب زاده‌ی پروانه طینت‌ایم

در بیضه مشق سوختن بال و پر کنیم

صد شکوه دارم از تو و یک آه زیر لب

این گفت و گوی را به همین مختصر کنیم

در طالع ستاره ی ما نیست این که ما

با آفتاب خویش شبی را سحر کنیم

 

۶

در کف چو نسخه‌یی زرخ دلستان نهم
خورشید را چو فرد به غلط در میان نهم
درد تو عضو عضو کند انتخاب من
از نقطه‌های داغ بر او صد نشان نهم
خوش آن‌که نامه رسد از دیار و من ز شوق
چشمی به روی قاصد و چشمی برآن نهم


 

 

 

 

۷

ما نسیم و بوی پیراهن بهم بگذاشتیم
سیر بستان را بباد صبحدم بگذاشتیم
گر برفتیم اندر این وادی پی‌ی ما بر ندار
کـ اندر این ره دوزخی در هر قدم بگذاشتیم
چون کتابی را که آید فال بد بر هم نهند
صفحه ی عالم گشادیم و بهم بگذاشتیم

۸

آن گروهی که دل از خنجر دلبر کاوند
سینه را از پی ی بازیچه ی نیشتر کاوند
سر به سر نامه ی ما شرح جگر سوخته گی ست
دود برخیزد اگر بال کبوتر کاوند
دیده بی اشک شد و می کَنم از ناخن روی
چشمه چون خشک شود موضع دیگر کاوند


۹

متاع من همه مهر است، کس ز ما نخرد
به دهر مفلس از آن ام که کس وفا نخرد
صبا چو دست‌فروشان به هر درآید و کس
زبیم خوی تو بوی گل از صبا نخرد

۱۰
بسوخت باد چو او دامن نقاب گرفت
گداخت آینه تا از رخ تو تاب گرفت
ز بعد مرگ به من دست یافت آسایش
فغان که بخت مرا عاقبت به خواب گرفت

۱۱

برخیز ای حریف که تا ناله سر کنیم
تحریک لب گشودن مرغ سحر کنیم
ما عندلیب زاده ی پروانه طینت ایم
در بیضه مشق سوختن بال و پر کنیم

 

۱۲

داغ دل ما ز حلقه ی دام کسی ست

چاک جگرم نشان چاک قفسی ست

هر مصرع تازه یی که گویم از درد

تاریخ تولد غم تازه رسی ست

 























         
       

بالای صفحه